بالاخره وقت کردم و فیلم پرسپولیس را دیدم.البته من نه فیلم شناسم و نه منتقد. ولی احتمالا از هم دوره ای های خانم ساتراپی هستم. خیلی توی ذوقم خورد . فکر میکنم با بودن امثال ایشان ما هیچ احتیاجی به دشمن خارجی نداریم.هر چندهمه ما در این سی سال فشارهای زیادی تحمل کردیم اما ایشان فقط در تجربیات خود که نمیدانم خیالی ست یا واقعی سیاهی را آزموده اند و بس. همه ما در همین سالهایی که ایشان به تصویر کشیدند بزرگ شدیم و قد کشیدیم.درس خواندیم و کسی شدیم.هر چند که با طعم تلخ جنگ آشنا شدیم. تعقیب و گریز های خیابانی را به چشم دیدیم و بغض کردیم. جنازه کشته های جنگ را تحویل گرفتیم و اشک ریختیم. و برای جنازه هایی که پس از اعدام هرگز به عزیزانشان تحویل داده نشد هم اشک ریختیم . ما هم برای دختران مبارزی که قبل از اعدام باید به عقد پاسداران در می آمدند تا مجوز تیرباران شدن میگرفتند آه کشیدیم و لعنت فرستادیم .همه انها هدفی دنبال میکردند که برایشان عزیز بود.خیلی از ما برای پیدا بودن چندتار مو تحقیر شدیم و توهین شنیدیم.یا حتی از ادامه تحصیل محروم گشتیم. اما یاد گرفتیم که در همین فضا امید داشته باشیم و عاشق باشیم. شاد باشیم و زندگی کنیم.هرچند که خیلی روزها غمگینمان کردند و میل به زندگی را در ما خشکاندند.ولی باز یاد گرفتیم به همدیگر در وقت لزوم کمک کنیم. گاهی سخت غصه خوردیم و نا امید شدیم. ولی باز در فردای همان روز به فردایی بهتر چشم دوختیم.به فردایی که به همت تک تک ما بستگی دارد. بیشتر کسانی هم که به تبعید خودخواسته یا اجباری رفتند هرز نرفتند.خیلی از آنها با انجام کارهای سختی که در اینجا عیب و عار است توانستند خود را سر پا نگهدارند و ادامه دهند و رشد کنند و باعث افتخار خانواده و وطن شوند. همه آنها فقط به دنبال شریک جنسی نرفتند تا امیال سرکوب شده در وطن را ارضا کنند.
مشکل ما در وطن تنها منع مصرف الکل نبود. .یا نرفتن به پارتی و نپوشیدن لباسهای مارک دار.که اگر چنین بود در سالهای اخیر که می توانی همه رقمش را خیلی راحت بدست آوری نباید هیچ مشکلی احساس می کردیم.ایشان حتی به مرام اشتراکی که خودشان و خانواده شان از آن دم می زدند وفادار نبودند .آن کمونیست هایی که ما قبل ترها می شناختیم مبارزان خستگی ناپذیری بودند نه کسانی که با دیدن کمترین ناملایماتی میدان را خالی کنند. ظاهرا ایشان تنها به دنبال یک بستر اشتراکی بودندو بس که از بد حادثه هم همیشه به پست آدم های مشکل دار می خوردند.
به نظر من این خانم از یک مشکل روحی رنج می برند که در هیچ جا به آرامش نمی رسند و اصلا نمی دانند از زندگی چه می خواهد . مشکل از شرایط سخت زندگی در ایران نیست.مشکل از خودشان است.
این فیلم را توهینی می دانم به همه مایی که با تمام سختیهای کوچک و بزرگی که در تمام این سالها داشتیم و داریم هنوز هستیم و هنوز امید داریم.
پي نوشت:فكر مي كنم تا قبل از اين كه عده افراد دلخور بيشتر شوند بايد توضيح دهم منظورم از "ما" همه ايرانيان است. چه در داخل و چه در خارج. همه ما در اين سال ها دردهايي داشتيم و عشق هايي .هر چند غير مشترك.همه ما روزهاي خوب و بد زيادي داشتيم. اما آن چه كه مسلم است همه روزهاي ما بد نبود هر چند كه شايد خيلي بيشتر از روزهاي خوبمان بود.
اگر نا خواسته باعث رنجش دوستان عزيزي شدم معذرت مي خواهم. شايد كه در اداي منظورم ناتوان بودم.وگرنه از نظر من ايراني در هر كجاي اين دنيا كه باشد عزيز است و دوست داشتني.