تبليغاتX
بانوی گیلک - پراکنده
دل نوشته ها

دوست بسیار عزیزی گفتند غمگين مي نويسم. حقيقتش خودم به افسردگي نوشته هايم نيستم ولي نمي دانم چه مرضي ست كه وقت نوشتن همه غصه هایم جلو چشمم رژه مي روند. شايد اين غم در عمق وجودم باشد كه وقتي براي دلم مي نويسم خود را نشان مي دهد.

سر حال تر از روزهاي قبل هستم .چند وقتي بود كه موردي براي مادر پيش آمده بود كه بسيار نگرانم مي كرد.خوشبختانه آزمايشات تشخيصي چيز مهمي را نشان نداد. البته بايد تحت كنترل باشد.

در راستای آشتی با کتاب تازگیها "دارا و ندار" را خواندم. یک داستان قدیمی از آمریکای در حال جنگ دوم جهانی تا حدود سالهای ۱۹۷۰. کتاب جالبی ست.ارزش خواندن دارد. در جامعه آن زمان امریکا شباهت های زیادی می توانی با وضعیت فعلی ما پیدا کنی .خیلی زیاد.در ضمن کتابی که من خواندم چاپ قدیم بود.حتما چاپ های جدید با سانسور است.

نمی دانم چرا با بسیاری از کتاب های جدید و نویسنده های مطرح روز نمی توانم ارتباط برقرار کنم. روان نیستند.شاید ترجمه های خوبی ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:30  توسط گیل بانو  |