تبليغاتX
بانوی گیلک - گلایه
دل نوشته ها

الان نشسته بودم که آبدارچی اداره آمد و گفت که نماینده شرکت خدماتی که برای آن کار میکنند آمده و گفته که به همین زودی حقوق بهمن ماه! شما رو میدیم.مثل اینکه دیروز ۲۵ نفر از شرکتی ها در یکی از واحدهای محل کارم تجمع میکنند. امروز که شنیدم خیلی نگران شدم. نکنه اخراجشون کنند. همه هم خدماتی هستند. وقتی خودم رو میذارم جاشون دیوونه میشم. مرد باشی و نان آور اصلی خانه . وعلاوه بر زن و بچه باید شکم پدر و مادر و گاهی خواهر و برادر کوچک را هم سیر کنی .تازه دم عید هم باشد و بچه ارباب ها بیایند مدرسه پز کتانی های خدا تومنی و شلوارهای آنچنانی عیدشان را به بچه ات بدهند. مستاجر هم باشی و صاحبخانه هم هی نیشتر می زند و کرایه های عقب افتاده را می خواهد. امنیت شغلی هم نداشته باشی. همه کارهای سخت را هم به تو بدهند. هر چقدر هم که می توانند توهین کنند. حقوقت را هم نصفه و نیمه و همیشه با چند ماه تاخیر بدهند. حق بیمه را هم یا ندهند و یا هم دم بریده بدهند. جرات اعتراض کردن که نه  حتی جرات درخواست حقوق گذشته را هم نداشته باشی. چون از همین کار هم بیکار میشوی. آن وقت اگر ناگهان زیر فشار تمام این مشکلات با کمترین جرقه ای عصبانی بشوی و بزنی خودت را یا کس دیگر را ناکار کنی تاوانش را چه کسی پس می دهد؟ باز هم خود بی چاره ات.

ای خدا!چرا اینقدر تو این مملکت بدبختی زیاده؟

یاد برف سنگین امسال شهرمون افتادم که چطور زندگی مختل شده بود و کوچه ها و خیابان ها قفل شده بودند.و عزیزی که از کشور سوئد مهمانم بود رفته بود بیرون و چند بار سر خورده بود و هیچ وسیله نقلیه ای هم پیدا نکرده بود و حسابی کلافه و عصبانی برگشت و با عصبانیت از من پرسید "پس پول نفت چی میشه؟!" 

می خواستم این سوال رو از شما بکنم که یاد مسافر عراق افتادم و یادم آمد که پول نفت چی میشه و یادم آمد که عراق هم حتما از این پس شریک پول نفت ما خواهدشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 11:58  توسط گیل بانو  |