تبليغاتX
بانوی گیلک - خانه از پای بست ویران است
دل نوشته ها

به شکل خوش بینانه ای(یا شاید هم احمقانه) می خواستم باور کنم همان قصه همیشگی ست که آن بالاها نمی دانند چه خبر است و اخبار را غلط بهشان می رسانند و حقیقت را وارونه جلوه می دهند و از این قبیل حرفها. روز پنجشنبه ملاقات عمومی داشتیم با جناب وزیر. دلمان را خوش کردیم که نماینده داریم و مشکلات را می گوید و همه هستیم و خلاصه که حتما نتیجه ای می گیریم.هرچند که چنان وضعیت سازمان ما آشفته است که اگر کسی چشم بینا داشته باشد نیاز به هیچ توضیحی نیست.

هرچه برنامه داشتیم برای صبح روز تعطیلمان کنسل کردیم که حضور پررنگ داشته باشیم،که جناب وزیر باور کنند حرف نماینده حرف همه ی ماست،که نتیجه ای بگیریم. بماند که چه اطواری در آوردند و با چند ساعت تاخیر آمدند و بماند که مسئولین سازمان اجازه ندادند که نماینده ی ما صحبت کند و خودشان نماینده ی دیگری انتخاب کردند و البته بماند که وقتی رییس بزرگ گزارش عملکرد می داد مقام عالی وزارت عصبانی شد و حالش را گرفت. اما درست زمانی که ایشان باید جوابگو می شدند و وقت صحبتشان بود اعلام کردند که چون وقت نماز است و نماز هم باید سروقت خوانده شود می روند نماز می خوانند و می آیند صحبت می کنند. راستی کدام یک از بزرگان دین گفته بود حل مشکل مسلمانان واجب تر از نماز سروقت است؟ بعداز اینکه نماز به سبک جعفر طیار تمام شد و چندصد نفر آدم مدتی معطل ماندند،اعلام کردند که کاری پیش آمده و وزیر باید برود شهرستان دیگر، و بدون هیچگونه عذرخواهی در واقع فرار کردند.

جناب رییس جمهور کاش می فهمیدی که اگر از ابتدا مدیران لایق انتخاب می کردی بهیچوجه لازم نبود که با هیئت ۵۰-۴۰ نفری راه بیفتی از این شهر به آن شهر و عوامفریبی کنی و کلی وقت و پول و انرژی و امکانات هدر بدهی و آخرش هیچ نتیجه ای هم نگیری. کاش می فهمیدی این سیل جمعیت که می آیند استقبالت و تو ذوق می کنی که چقدر خاطر خواه دارم همانند غریقی هستند که وقتی نفس های آخر را می کشد حاضر است برای ادامه زندگی به هر خزه سست و بی ریشه ای که سر راهش سبز می شود چنگ بزند.کاش چشمانت را باز می کردی و از توهم بیمار گونه ات دست می کشیدی و واقعیت ها را می دیدی.چطور شرم نمی کنی وقتی این همه فقر و فساد و بیکاری و گرسنگی و بیچارگی را درجای جای این سرزمین می بینی. با چه پررویی اعلام می کنی که نرخ بیکاری در این استان دوازده درصد است. درحالیکه به جرات می توان گفت به بالای بیست درصد رسیده. استانی که زرخیز است و خاکش طلاست. استانی که چوب طبیعت سرسبزش را می خورد و در تمام دوران محروم و مهجور مانده و چون سبز است محرومیتش به چشم نمی آید. کاش فقط می فهمیدی....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:1  توسط گیل بانو  |