تبليغاتX
بانوی گیلک - بچه های سرزمین من
دل نوشته ها

امروز حالم بهتره.سرحال ترم.بطور معمول هر سال از اومدن عید دلم می گیره.همیشه نزدیک عید دلم بیشتر از قبل برای بچه هایی که پدر یا مادر ندارند میگیره. دلم برای بچه هایی که در مراکز نگهداری زندگی می کنند میگیره. دلم برای بچه هایی که نمی تونند لباس نو و یا حتی فقط تمیز داشته باشند می گیره. دلم برای بچه هایی که پدر یا مادر بیمار دارند میگیره.دلم برای بچه هایی که در خیابانها به همسن و سالهای خودشون التماس می کنند که دعا بخرند می گیره. از شکسته شدن غرورشون سخت متاثر میشم.دلم برای آدمهایی که زندگی پر کشمکشی دارند و همش باید بجنگند میگیره و می دونم که در روزهای عید به اونها خیلی سخت می گذره و برای تمام این چیزها از عید خوشم نمیاد .چون همه نمی تونند از این روزهای بهاری لذت ببرند اعصابم داغون میشه.

امیدوارم عیدی برسه که همه بچه های سرزمین ما بدون مشکل نان و در نهایت آسودگی خیال و احساس امنیت زندگی سالمی داشته باشند.امیدوارم اون عید خیلی دور نباشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 9:5  توسط گیل بانو  |